

رمان Devil May Cry (دانته)
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
تعداد صفحات
190 و 300
چاپ
شومیز | تحریر
ابعاد
رقعی
رمان Devil May Cry
روایتی تاریک از پیش از شکار اهریمنان
اگر از طرفداران دنیای خشن و سبک گوتیک سری بازی Devil May Cry هستید، رمانهای این فرنچایز دریچهای تازه به گذشتهی شخصیت محبوبتان، دانته (Dante)، میگشایند. این کتابها صرفاً یک محصول جانبی نیستند، بلکه مأموریتهایی را روایت میکنند که هرگز در بازی ندیدهاید.
داستان چیست؟
داستان اصلیترین جلد این مجموعه، ماجرای پیش از وقایع بازی اول Devil May Cry را دنبال میکند. در این روایت، دانته با نام مستعار تونی رِدگریو (Tony Redgrave) به عنوان یک مزدور و شکارچی اهریمن فعالیت میکند. او در این مسیر با نل گلدشتاین (Nell Goldstein)، Gunsmith افسانهای که اسلحههای معروف Ebony & Ivory را میسازد، آشنا میشود. همچنین، رویارویی مبهم و تاریکی با برادرش ورژیل (Vergil)، در قالبی متفاوت از بازی سوم، یکی از نقاط عطف این کتاب است.
درباره خود رمان (Novel)
این کتاب در سبک اکشن، ترسناک و معمایی نوشته شده و لحنی مشابه بازیهای کلاسیک سری دارد. برخلاف کتابهای مصور (کمیک) که صرفاً تصاویر دنبالهدار هستند، این رمان یک رمان متنی کامل (Novel) محسوب میشود و عمق بیشتری به افکار و تنهایی شخصیت دانته میبخشد.
چه قدر از بازی را در بر میگیرد؟
نکته مهم: این رمان جایگزین بازیها نیست، بلکه مکمل آنهاست.
· جلد اول: سرگذشتی مستقل قبل از بازی اول دارد و حدود 70 درصد داستان آن در خود بازیها قابل تجربه نیست.
· این کتاب تناقضهایی با Devil May Cry 3 (محبوبترین نسخه سری) دارد و به همین دلیل، بسیاری از شرکت کپکام آن را در «خط داستانی رسمی» (Canon) ثانویه قرار دادهاند. با این حال، المانهای مهمی از آن مثل اسلحهها و پیشینه شخصیتها، در بازی پنجم (DMC 5) تأیید شدهاند.
خواندن این رمان چه فایدهای دارد؟
1. درک ریشهها: متوجه میشوید چرا دانته از نام «تونی ردگریو» بیزار است و اسلحههایش چه پیشینه احساسی دارند.
2. پردازش شخصیت ورژیل: دیدی متفاوت و خامتر از ورژیل قبل از اوج دشمنیهایشان در برج تمینوگرو (Temen-ni-gru) به دست میآورید.
3. ارتباط با بازی پنجم: نقاشی موجود در دفترچه نیکو (Nico) در Devil May Cry 5 که به «نل گلدشتاین» اشاره دارد، مستقیماً از همین رمان برداشت شده است.
4. ارزش کلکسیونی: برای یک طرفدار حرفهای، داشتن این رمان مثل داشتن یک قطعه گمشده از پازل داستان است.